السيد محمد حسين الطهراني
181
امام شناسى (فارسى)
قلب امام كانون افاضه علوم است مبدأ افاضهء علم ، قلب امام است ، كه بهواسطه سيطره بر ملكوت موجودات ، بههر موجود بهقدر استعداد افاضه مىكند « وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا » « 1 » هدايت به امر خدا ، همان رهبرى افراد بشر است ، از راه ملكوت و نفوس آنها . فلذا هميشه بايد در عالم امام زنده باشد و از آيه « يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ » « 2 » استفاده كرديم كه امام در هر زمان موجود است ، و بهوسيلهء آن يك يك از افراد بشر خوانده مىشوند ، و اين يك اصل مسلّم و صحيحى است كه در ميان جميع اديان و مذاهب عالم ، مذهب اسلام در روى آن اتّكاء دارد ، و تعيين امام بر جامعه را از طرف خدا مىداند ، و او را صاحب قلب و محيط بر ملكوت و معصوم از خطا و گناه معرّفى مىكند ، و شيعه كه بر اساس تعاليم اسلام از اين موضوع بهرمند است ، روش خود را بر واقع و حقيقت دستورات اسلام قرار داده ، و اهل تسنن كه اين موضوع را مراعات نمىكنند دستشان از منبع حيات و علم كوتاه ، و همانطور كه سابقاً اشاره شد از اسلام بالمعنى الحقيقى بىبهرهاند . و روى همين اصل است كه بعد از رسول خدا نياز به امام زنده است ، كه وجود مقدّس أميرالمؤمنين عليه السّلام باشد ؛ اين براى آن است كه توسط آن قلب زنده و بيدار كه در عالم جمع واقعست ، افراد بنى آدم به بهرهء حيات و علوم خود مىرسند ، و الّا اگر مجرّد عمل كافى بود با نداى كَفَانَا كِتَابُ اللهِ هر كس در زاويهء نفس ، و بيغولهء تاريكِ آن مىخزيد ، و تا آخر عمر قدمى از نَفْس و هواى آن فراتر نمىگذارد . چون القا كننده معارف قرآن به قلب انسان ، امام است ، و بدون آن انسان نابيناى متهوّس به شهوات و منغمر در لذّات ، آيات قرآن را وسيلهاى براى رسيدن به منويّات خود تفسير و تأويل مىكند ، و بنابراين هر چه عمل كند از دائره اميال نفسانيهء او خارج نيست ، و چنين قرآنى بدون روح زنده و دراك امام ، لَا يَزِيدُ مِنَ اللهِ إلّا بُعْداً .
--> ( 1 ) سوره انبياء : 21 - آيه 73 ( 2 ) سوره اسراء : 17 - آية 71